یادداشت مهر؛

چگونه كالای ایرانی بعنوان یك ارزش فرهنگی پیشتیبانی شود؟

چگونه كالای ایرانی بعنوان یك ارزش فرهنگی پیشتیبانی شود؟ كاروخدمت: بی مكانی فرهنگ در فضای مجازی و جهانی شدن فرهنگی و جهانی شدن اقتصاد موضوعی است كه در مورد مصرف كالای خارجی در ایران هم صادق است.



به گزارش كاروخدمت به نقل از مهر، سید احمد عسكری دانشجوی دكتری علوم ارتباطات دانشگاه تهران در یادداشتی به بررسی «مسائل ساختاری و الگوی فرهنگی پشتیبانی از كالای داخلی» پرداخته است كه در متن كامل آن از نظرتان می گذرد؛

شعار سال «حمایت از تولید ملی» و استراتژی «حمایت از كالای ایرانی» بعنوان یك ساختار معنایی را باید در بافت فرهنگی و اجتماعی خود مورد ارزیابی و تحلیل قرار داد.
فرهنگ، مكان­ مند است و مكان جایی است كه فرهنگ و فرهنگ پذیری مستقیما در آن ساخته می گردد. در این بخش، تاثیر مكان فرهنگی بر رویه های فرهنگی همانند نگرش ایرانی ها نسبت به رویه های مصرف و تولید داخلی قابل تأمل است. مسلماً نگرشی كه ایرانیان نسبت به تولیدات خودروهای داخلی شان دارند متفاوت از نگرشی است كه مثلاً آلمانی ها و ژاپنی ها نسبت به خودروهای كشورشان دارند.
مكان ها از نظر فرهنگی دارای «رمزهای رسمی و غیررسمی» هستند.تفاوت رمزهای رسمی و غیررسمی در فرهنگ ایرانی قابل توجه است. فرهنگ رسمی با تبعیت از نگاه انقلابی از فرهنگ ساده­زیستی و غیر مصرف­گرایی سخن می گوید اما الگوهای پنهان در جامعه و حتی برخی نهادهای رسمی گرایش به مصرف گرایی، لوكس گرایی و هویت جویی با مصرف كالاهای خارجی دارند. ما به تعدد، نشانه هایی از برند خارجی لباس مسئولین، ماشین های لوكس افرادی در كسوت انقلاب گری و نشانه هایی از تجمل گرایی در آگهی های بازرگانی تلویزیونی و بیلبوردهای شهری مشاهده می نماییم به گونه ای كه می توان این ادعا را مورد سنجش قرار داد كه جامعه ایرانی به سمت جامعه مصرفی در حال حركت است.
البته با جهانی شدن فرهنگ، برخی از شكل­های رفتار محلی همانند اعتراض مردم فلسطین به انتقال پایتخت از تل آویو به بیت المقدس از مكان خود جدا می شوند و با استفاده از جهانی شدن در معرض تفسیرهای چندگانه قرارمی گیرند.
بی مكانی فرهنگ در فضای مجازی و جهانی شدن فرهنگی و جهانی شدن اقتصاد موضوعی است كه در مورد مصرف كالای خارجی در ایران هم صادق است. آخرین مدلهای برندهای خودرو، موبایل، مواد غذایی، لباس و... در سطح شهرها و مناطق كشور، نشانه هایی از تولیدات مادی و محصولات فرهنگیِ چین، كره جنوبی، سنگاپور، تركیه، فرانسه، آلمان و... در سطح ایران است. آیا به همین نسبت محصولات ایرانی هم در سطح این كشورها استفاده و به نمایش گذاشته می شود؟ آیا توازن در داده ها و ستادهای فرهنگی و اقتصادی بین ایران و این كشورها وجود دارد؟ پاسخ آن روشن است.

عكس۱: جهانی شدن فرهنگ و اقتصاد: تبلیغ و فروش محصولات اقتصادی و فرهنگی خارجی در ایرانبرای فهم بهتر رویه های مصرف در جامعه مصرفی باید به مفاهیم تن آرایی و جایگاه یابی كریس روجك در كتاب مطالعات فرهنگی توجه داشت. از نظر روجك، افراد از یك سو در روند فرهنگ پذیری جذب اجتماع می شوند و از سوی دیگر طبق نظریه تمایز بوردیو با استفاده از نمایش بدن نوعی تمایز و خاص بودگی را نشان می دهند. صنعت مد و تبلیغات در ایران هم از این مفهوم به خوبی بهره برده است به گونه ای كه كمپین تبلیغاتی شركتی همانند نوین چرم با شعار «چون مهم هستید»، با مفهوم تمایز پیر بوردیو این همانی دارد. به گونه ای كه در خریدار این ذهنیت تولید می گردد كه با مصرف كالایی خاص از هویت متمایز اجتماعی برخوردار می گردد.جایگاه هم به معنای موقعیتی است كه افراد و گروه ها در ارتباط با منابع (سرمایه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی) اشغال می كنند. در مورد مطالعه جامعه معاصر ایرانی این سوال پیش می­آید كه آیا جایگاه­یابی طبقات بالای اقتصادی مطابق با تن آرایی این طبقه هست؟ برخی مشاهدات نشان داده است كه باآنكه مصرف گرایی در جامعه شایع است اما گروهی از افراد طبقه بالای جامعه به علت وابستگی به بدنه قدرت سیاسی و یا به خاطر تعلق خاطر به فرهنگ سیاسی تن آرایی ساده زیستانه انتخاب می كنند.نگاه زمینه ای و ساختاری جامعه ایرانی به كالای ایرانی چگونه است؟ باآنكه پشتیبانی از تولید ملی در سطح نظری مطلوب هر جامعه ای است اما وقتی این مفهوم حمایت در «بافت و یا زمینه» مورد مطالعه قرار می گیرد تفسیرهای دیگری به همراه دارد. یكی از برندهای تولید ملی كه با زندگی بیشتر مردم در هم آمیخته است، صنعت خودروسازی كشور است. به گونه كه صنعت خودروسازی در افكار عمومی نماد تولید ملی قلمداد می شود؛ ولی به نظر می آید این نمادسازی به برندسازی كالای ایرانی در افكار عمومی صدمه رسانده است.

عكس۲: نمادسازی تولید ملی: ضعف صنعت خودروسازی به نماد تولید ملی در افكار عمومی صدمه رسانده است
ضعف ساختاری و نگاه زمینه ای در مورد غیربهره ­ور بودن صنایع خودروسازی بعنوان یكی از بزرگترین صنایع كشور ما را در درك شكاف های گفتمانی تولید ملی در افكار عمومی كمك می نماید. بازار غیررقابتی، تكنولوژی كهنه، آلایندگی و صدمه های زیست محیطی، در خطر بودن سرنشین در تصادفات رانندگی و كیفیت پایین خودروهای داخلی یكی از دلایل ساختاری و زمینه ای در موانع گفتمانی پشتیبانی از تولید ملی است.تركیبی از نیروهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در پویش پشتیبانی از تولید ملی دخیل است. حال دوباره به سوال اصلی بر می گردیم كه آیا كالا ایرانی بعنوان یك ارزش فرهنگی چگونه می تواند از نظر فرهنگی مورد حمایت قرار بگیرد؟حمایت از كالای داخلی در صورتیكه از مزیت قیمت و كیفیت برخوردار باشد فی نفسه امری مورد تاكید مردم است. تاكید بر پشتیبانی از تولید كالای ایرانی باآنكه از نگاه ساختاری ما را در تحقق برنامه های بالادستی كشور یاری می رساند و از نظر اقتصادی به ایجاد اشتغال، كاهش وابستگی به درآمد های نفتی و مدیریت ارزی كشور می رساند و مزایای فرهنگی و اجتماعی ناشی از تولید ملی به هویت ملی و غرور ملی كمك می نماید اما اگر كالاهای داخلی در زندگی مردم از مزیت رقابتی با كالاهای خارجی برخوردار نباشد از پشتیبانی عمومی لازم برخوردار نمی گردد.آیا رابطه «غرور ملی» با «تولید ملی» دچار خدشه شده است؟رابطه بین «هویت و غرور ملی» با «تولید ملی» مبحث دیگری است كه دغدغه ما است. برای شكل گرفتن رابطه مستقیم بین غرور ملی و تولید ملی باید دو طرف به مسئولیت خود عمل كنند. رفتار تولیدكننده نسبت به مصرف كننده باید در شاخص هایی همانند كیفیت محصول، قیمت محصول و مزیت رقابتی محصول به صورت عملیاتی دیده شود.باید این پرسش را از خود داشته باشیم كه آیا سطح كیفی و قیمتی تولیدات داخلی در بخش وسایل خانگی، خودروسازی، فلزات و... غرور ملی را افزایش می دهد؟ یا اینكه به غرور ملی صدمه می رساند؟ نمی توان از مردم انتظار داشت كه كالای داخلی مصرف كنند اما تولیدكننده نسبت به مصرف كننده احساس مسئولیت نكند؟ آیا توجه ناكافی به اصلاح فرایندهای تولیدی و اجبار مصرف كننده به استفاده از محصول بی كیفیت به غرور ملی لطمه نمی زند و تلاش سایر تولیدكنندگان در تقویت برندهای ایرانی را با مشكل روبرو نمی كند؟ چه كالاهای ایرانی غررو ملی را تقویت می كند و چه كالاهایی آنرا تضعیف می كند؟اعتماد یكی از شاخص های اصلی سرمایه اجتماعی است كه بعنوان پشتیبان اصلی تولید ملی شناخته می شود. این ذهنیت در سطح افكار عمومی كه كالای ایرانی از كیفیت لازم برخوردار نیست به برندسازی تولید ملی صدمه رسانده است. اگر یك نشانه شناسی از پوسترها و تصاویر در رابطه با مبحث تولید ملی داشته باشیم، مشاهده می نماییم كه یا نمادهای كلان صنعت همانند چرخ دنده و یا محصولات دارای مزیت رقابتی همانند فرش ایرانی، پسته و زعفران به تصویر كشیده شده است. در تصویر ذهنی و در تبلیغات فرهنگی تولید ملی، صنعت خودروسازی و نفت جایی ندارد اما در مقابل تصویر افكار عمومی، این صنایع در بخش ساختاری كشور مورد حمایت دولت های مختلف قرار دارند.نماد تولید ملی در ایران چیست؟نمادسازی به تقویت گفتمان پشتیبانی از كالای ایرانی كمك می نماید. نماد تولید ملی در ایران چیست؟ در افكار عمومی معمولا تولید ملی با صنایع خودروسازی پیوند معنایی خورده است و ضعف این صنعت به نماد تولید ملی صدمه جدی رسانده است.اگر سیاست گذاری بر این است كه خودروسازی نماد تولیدملی نباشد، ازاین رو چه صنعتی می تواند بعنوان نماد تولیدملی مورد پشتیبانی رسانه ها قرار گیرد؟ شاید صنایع پتروشیمی و فولادسازی این امكان را داشته باشد اما این صنایع هم به صورت مستقیم و ملموس با زندگی یكایك مردم در ارتباط نیست. صنعت نفت هم با موضوعی به نام اقتصاد تك محصولی روبرو است. صنایعی همانند فرش ایرانی هم از حجم بازار داخلی و صادراتی بزرگی نسبت به سایر صنایع برخوردار نیست. ازاین رو مشاهده می گردد كه ضعف در برندسازی تولید ملی یكی از خلاءهایی است كه گفتمان تولید ملی را با مشكل روبرو كرده است.سخن آخرالگوی فرهنگی مصرف در جامعه تابعی از شرایط ساختاری در حوزه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است و تمامی این حوزه ها با مقولاتی همانند هویت یابی فردی و اجتماعی مصرف كننده و منطق اقتصادی انتخاب محصول در ارتباط می باشد.موفقیت استراتژی های پشتیبانی از تولید ملی نیازمند تعامل میان سه ضلع سیاستگذاران، تولیدكنندگان و مصرف كنندگان است و این سه ضلع تحت تأثیر ساختارهای كلان سیاسی، اجتماعی و اقتصادی می باشد.وظیفه ضلع اول در پیشبرد پشتیبانی از كالای ایرانی: تسهیل فضای كسب، قانونگذاری و سیاستگذاری در جهت غلبه حوزه تولید بر واردات و رفتار متناسب با این پویش است.وظیفه تولیدكننده بعنوان ضلع دوم در پیشبرد پشتیبانی از كالای ایرانی: ارتقای كیفیت، تولید رقابتی و صادراتی و بهبود فرآیندهای تولیدی است كه می تواند به فرهنگ سازی و حمایت ضلع سوم یعنی مردم از تولید ملی كمك نماید و افكار عمومی و رسانه ها را مهیای پیشتیابی از تولیدات داخلی كند. به نظر می آید اگر با نگاهی جامع و در این چارچوب به تولید ملی توجه گردد می توان دو شاخص اصلی سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد اجتماعی و در گام بعد مشاركت اجتماعی را در جهت پشتیبانی از كالاهای ایرانی انتظار داشت.

1397/04/15
13:37:10
5.0 / 5
107
تگهای خبر: اقتصاد , تولید , صادرات , صنعت
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۶ بعلاوه ۳

كاروخدمت

خدمت در محل شما

karokhedmat.ir - تمام حقوق سایت كاروخدمت محفوظ است