مسیرهای جایگزین تنگه هرمز بلوف رسانه ای یا تهدید واقعی؟

مسیرهای جایگزین تنگه هرمز بلوف رسانه ای یا تهدید واقعی؟ کاروخدمت: حاکمیت بر تنگه هرمز برای ایران درآمد زایی نیست، بلکه اهرم قدرت برای خنثی سازی تحریم هاست.


یکی از مباحثی که اخیراً در رابطه با تنگه هرمز مطرح می شود، نتایج اعمال حاکمیت سخت گیرانه ایران بر این آبراهه راهبردی است. برخی منتقدان دو استدلال عمده را در مخالفت با این رویکرد مطرح می کنند که بررسی دقیق آنها نشان دهنده ضعف این دیدگاه هاست، در ادامه به بررسی و پاسخ به این دو شبهه می پردازیم:
شبهه اول: دور زدن تنگه هرمز از راه مسیرهای جایگزین، برخی باور دارند اگر ایران کنترل خویش را بر تنگه هرمز تشدید کند، طرف مقابل این تنگه را دور می زند و نفت خویش را از مسیرهای خشکی و خطوط لوله ای مانند «فجیره» و «ینبع» (در عربستان) صادر خواهد کرد، این استدلال از سه جنبه دارای ایراد است:
محدودیت شدید ظرفیت، زمان و هزینه: در زمان حاضر روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور می کند، در صورتیکه حداکثر ظرفیت خطوط لوله دورزننده تنگه، در نهایت ۷ الی ۸ میلیون بشکه است. رساندن ظرفیت این خطوط به میزان عبوری از تنگه هرمز، به حداقل ۵ سال زمان و سرمایه گذاری هنگفتی بالغ بر ۱۰۰ میلیارد دلار نیاز دارد که تبعات اقتصادی سنگینی برای طرف های مقابل بهمراه خواهد داشت.
آسیب پذیری مسیرهای جایگزین: به لحاظ فنی، در صورتیکه ایران احساس کند تنگه هرمز درحال دور خوردن است و موجودیتش تهدید می شود، امکان ضربه زدن به این راه های جایگزین را دارد. همانطور که کارشناسانی نظیر آقای طاهری هم اشاره کرده اند، ایران از این قابلیت فنی و نظامی برخوردارست و طرف مقابل هم به خوبی به این مساله واقف است.
انتقال کالاهای غیرنفتی: منتقدان فراموش می کنند که تنگه هرمز تنها مسیر صادرات نفت نیست. حجم عظیمی از کالاهای اساسی و تجاری از این آبراهه عبور می کند که طبیعتاً امکان انتقال آنها از راه خطوط لوله نفتی وجود ندارد.
شبهه دوم: کاهش تردد و از دست رفتن درآمدهای ترانزیتی، استدلال دوم اینست که سخت گیری بر تنگه هرمز موجب کاهش تردد کشتی ها می شود و بنابراین ایجاد درآمد ایران را از بین می برد، در جواب این ادعا باید به سه نکته کلیدی توجه کرد:
اصالتِ حاکمیت، نه درآمدزایی: هدف اصلی جمهوری اسلامی ایران از تسلط بر تنگه هرمز، کسب درآمد نیست، اگر مسئله فقط ایجاد درآمد بود، حتی آمریکایی ها هم با باز بودن تنگه به ازای پرداخت پول موافق بودند، هدف اصلی «اعمال حاکمیت» است.
اهرم فشار در مقابل تحریم ها: ایران با اعمال حاکمیت بر این تنگه می تواند تهدیدات ضد خویش را خنثی کند. این حاکمیت، یک اهرم فشار قدرتمند در اختیار ایران قرار می دهد تا در مقابل تحریم های غرب ایستادگی کند و آنها را خنثی کند.
پیام اقتدار به جهان: حتی در بدبینانه ترین حالت، اگر فرض نماییم تردد از تنگه هرمز به صفر برسد، پیام ژئوپولیتیک این اتفاق برای دنیا خیلی بزرگ است؛ «ایران مقابل ابرقدرت زمانه ایستاد، حاکمیت تنگه هرمز را در دست گرفت و قدرت های غربی نتوانستند این حاکمیت را از چنگ ایران خارج کنند.»، ناتوانی پنج ماهه طرف مقابل در خارج کردن کنترل تنگه از دست ایران، گواه همین مدعاست.
اهمیت این اعمال حاکمیت زمانی دوچندان مشخص می شود که به تحولات اخیر نگاه نماییم. در دوره ۳۰روزه ای که طبق بند ۵ تفاهمنامه، عبور کشتی ها باید با نظر ایران انجام می شد، شاهد بودیم که طرف مقابل با چه دستپاچگی و تلاشی تلاش داشت «کریدور جنوبی» (معروف به کریدور عمانی) را به هر قیمتی باز کند، این تقلا به روشنی نشان میدهد که غرب به خوبی اهمیت تنگه هرمز و تبعات سنگینِ اعمال حاکمیت ایران بر آنرا درک کرده است.
منبع: تسنیم
برخی منتقدان دو استدلال عمده را در مخالفت با این رویکرد مطرح می کنند که بررسی دقیق آنها نشان دهنده ضعف این دیدگاه هاست، در ادامه به بررسی و پاسخ به این دو شبهه می پردازیم:
شبهه اول: دور زدن تنگه هرمز از طریق مسیرهای جایگزین، برخی باور دارند اگر ایران کنترل خویش را بر تنگه هرمز تشدید کند، طرف مقابل این تنگه را دور می زند و نفت خویش را از مسیرهای خشکی و خطوط لوله ای مانند فجیره و ینبع (در عربستان) صادر خواهد کرد، این استدلال از سه جنبه دارای ایراد است:
محدودیت شدید ظرفیت، زمان و هزینه: در زمان حاضر روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور می کند، در صورتی که حداکثر ظرفیت خطوط لوله دورزننده تنگه، در نهایت ۷ الی ۸ میلیون بشکه است. حجم عظیمی از کالاهای اساسی و تجاری از این آبراه عبور می کند که طبیعتاً امکان انتقال آنها از طریق خطوط لوله نفتی وجود ندارد.
شبهه دوم: کاهش تردد و از دست رفتن درآمدهای ترانزیتی، استدلال دوم این است که سخت گیری بر تنگه هرمز باعث کاهش تردد کشتی ها می شود و بدین سبب ایجاد درآمد ایران را از بین می برد، در جواب این ادعا باید به سه نکته کلیدی توجه کرد:
اصالتِ حاکمیت، نه درآمدزایی: هدف اصلی جمهوری اسلامی ایران از تسلط بر تنگه هرمز، کسب درآمد نیست، اگر مساله فقط ایجاد درآمد بود، حتی آمریکایی ها هم با باز بودن تنگه به ازای پرداخت پول موافق بودند، هدف اصلی اعمال حاکمیت است.
اهرم فشار در مقابل تحریم ها: ایران با اعمال حاکمیت بر این تنگه می تواند تهدیدات ضد خویش را خنثی کند.
1405/04/29
12:11:06
5.0 / 5
14
تگهای خبر: اقتصاد , سرمایه گذاری , صادرات
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
X
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب کاروخدمت
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۵ بعلاوه ۱
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

كاروخدمت

خدمت در محل شما ؛ کار و خدمت، همراه شما در مسیر یافتن بهترین خدمات در شهر است

karokhedmat.ir - تمام حقوق سایت كاروخدمت محفوظ است
بیمه اشتغال تولید