تشدید بحران اوراق قرضه تهدیدی فراتر از بازار نفت برای آمریکا
به گزارش کاروخدمت، تداوم اختلال در تنگه هرمز می تواند با افزایش قیمت نفت و هزینه واردات انرژی، فشارهای تورمی برای دنیا تحمیل کند.
تنگه هرمز یکی از مهم ترین گلوگاه های انرژی جهان به حساب می آید و هرگونه اختلال طولانی مدت در عبور نفتکش ها از این مسیر می تواند پیامدهایی فراتر از بازار نفت داشته باشد.
اگرچه آمریکا به سبب افزایش تولید داخلی نفت و گاز، وابستگی مستقیم کمتری به نفت عبوری از خلیج فارس دارد، اما این کشور از تبعات افزایش قیمت جهانی نفت مصون نیست. بازار نفت ماهیتی جهانی دارد و کاهش عرضه یا افزایش خطر انتقال نفت از منطقه خلیج فارس می تواند نرخها را در بازارهای مختلف افزایش دهد.
این مساله برای اقتصادهای بزرگ واردکننده انرژی، بخصوص در اروپا و آسیا، اهمیت بیشتری دارد. افزایش قیمت نفت و گاز می تواند هزینه واردات، حمل و نقل و تولید را افزایش داده و فشار تورمی در این کشورها را تشدید کند.
شوک نفتی چطور به بازارهای مالی منتقل می شود؟
افزایش قیمت انرژی در اولین مرحله هزینه واردات کشورهای مصرف کننده را بالا می برد. این کشورها برای تأمین همان میزان نفت و گاز به منابع ارزی بیشتری نیاز خواهند داشت.
دولت ها در چنین شرایطی ممکنست برای دفاع از خانوارها و صنایع، منابع بیشتری اختصاص دهند یا از ذخایر ارزی خود استفاده نمایند. یکی از سناریوهای احتمالی هم تغییر ترکیب دارایی های خارجی و تبدیل بخشی از دارایی های مالی به منابع نقد است.
در این میان، اوراق خزانه داری آمریکا اهمیت ویژه ای پیدا می کند. این اوراق یکی از مهم ترین دارایی های بازار مالی جهان است و دولت ها و موسسات مالی در کشورهای مختلف بخش قابل توجهی از ذخایر خارجی خویش را در چارچوب آن نگهداری می کنند.
بر اساس آمار یاد شده در این تحلیل، ژاپن با حدود ۱.۱۸ تریلیون دلار از بزرگ ترین دارندگان خارجی اوراق خزانه آمریکا بحساب می آید. انگلیس با حدود ۸۶۵ میلیارد دلار و چین با حدود ۷۰۰ میلیارد دلار هم در بین دارندگان بزرگ این اوراق قرار دارند. مجموع دارایی خارجی اوراق خزانه آمریکا در سپتامبر ۲۰۲۵ هم حدود ۹.۲۵ تریلیون دلار گزارش شده بود.
احتمال فشار بر بازده اوراق خزانه
در صورت تشدید و طولانی شدن بحران انرژی، اگر کشورهای بزرگ برای تأمین منابع ارزی مورد نیاز خود بخشی از دارایی های خارجی شان را به فروش برسانند، افزایش عرضه اوراق خزانه آمریکا می تواند قیمت این اوراق را تحت فشار قرار دهد.
رابطه قیمت اوراق و بازدهی آنها معکوس است؛ بدین سبب کاهش قیمت اوراق می تواند به افزایش بازدهی منجر شود. افزایش بازده اوراق خزانه هم اهمیت زیادی دارد، چونکه این نرخ یکی از مهم ترین مبناهای تعیین هزینه تأمین مالی در اقتصاد آمریکا و بازارهای جهانی است.
در چنین سناریویی، افزایش بازده اوراق می تواند هزینه استقراض دولت آمریکا را افزایش دهد؛ موضوعی که با عنایت به سطح بالای بدهی دولت و نیاز مستمر به انتشار و بازتأمین بدهی، اهمیت بیشتری پیدا می کند.
البته فروش اوراق خزانه توسط کشورهای خارجی لزوماً به افزایش شدید بازدهی منجر نخواهد شد. بازار خزانه داری آمریکا بسیار بزرگ است و عواملی مانند سیاست پولی فدرال رزرو، شرایط اقتصادی آمریکا، تقاضای سرمایه گذاران داخلی و خارجی و میزان ریسک گریزی بازار هم بر نرخ بازده این اوراق اثرگذار هستند.
چالش جدید برای فدرال رزرو
افزایش قیمت نفت می تواند از مسیر دیگری هم اقتصاد آمریکا را تحت فشار قرار دهد. افزایش قیمت انرژی به طور معمول هزینه حمل و نقل و تولید را زیاد می کند و در صورت تداوم می تواند فشارهای تورمی را تشدید کند. در چنین شرایطی، فدرال رزرو با یک معادله دشوار مواجه می شود؛ چونکه از یک سو رشد هزینه انرژی می تواند رشد اقتصادی را کم کند و از طرف دیگر، همین شوک می تواند تورم و انتظارات تورمی را افزایش دهد.
به این ترتیب، بحران در تنگه هرمز می تواند از یک مساله ژئوپلیتیکی و انرژی به یک مساله پولی و مالی تبدیل گردد.
هرمز؛ نقطه اتصال بازار انرژی و پول
در مجموع، سناریوی احتمالی را می توان چنین ترسیم کرد: اختلال در تنگه هرمز، افزایش قیمت نفت، بالارفتن هزینه واردات انرژی، تشدید تورم، افزایش نیاز کشورها به منابع ارزی و احتمال تغییر در ترکیب ذخایر خارجی. در صورت فروش بخشی از اوراق خزانه آمریکا، فشار احتمالی بر قیمت این اوراق و افزایش بازدهی آنها هم می تواند به این زنجیره اضافه شود.
با این حال، تحقق چنین سناریویی قطعی نیست و شدت آن به مدت زمان بحران، میزان حقیقی اختلال در عرضه نفت، واکنش تولیدکنندگان، استفاده از ذخایر انرژی و سیاست بانکهای مرکزی بستگی خواهد داشت.
از این منظر، اهمیت تنگه هرمز برای اقتصاد آمریکا تنها به میزان نفتی که مستقیماً از این مسیر دریافت می کند محدود نمی گردد. خطر اصلی می تواند انتقال یک شوک انرژی به تورم، نرخ بهره، بازار بدهی و هزینه تأمین مالی باشد؛ زنجیره ای که در صورت تداوم بحران می تواند ابعاد جهانی پیدا کند.
خلاصه اینکه افزایش قیمت نفت و گاز می تواند هزینه واردات، حمل و نقل و تولید را افزایش داده و فشار تورمی در این کشورها را تشدید کند.
افزایش قیمت انرژی در مرحله نخست هزینه واردات کشورهای مصرف کننده را بالا می برد. این کشورها برای تامین همان میزان نفت و گاز به منابع ارزی بیشتری نیاز خواهند داشت.
دولت ها در چنین شرایطی ممکنست برای دفاع از خانوارها و صنایع، منابع بیشتری اختصاص دهند یا از ذخایر ارزی خود استفاده نمایند. انگلیس با حدود ۸۶۵ میلیارد دلار و چین با حدود ۷۰۰ میلیارد دلار هم در میان دارندگان بزرگ این اوراق قرار دارند.
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب